نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 0:8 توسط Ftm_banaei
گاهی یادم میره
که خب بهرحال آدمن
و بدیش اینه احساسات تمام کلمه هارو میفهمم حتی از پشت این چهار چوب
سردیشون
بی توجهشیون
تا میرم توضیح بدم که خب قلبم داره یخ میزنه ،که اونقدر غمگین،ناتوان و عاجز از کلماتم
منو بشنو ، بجای دفاع بجای حمله که من نه شمشیری دارم نه سپر
منو بشنو از دور ، کنارم غمگین و خسته بشین
برچسب:
نویسنده: طاها حیدریان